ترجمه "retta" به فارسی
خط, râst, به خط مستقیم بهترین ترجمه های "retta" به فارسی هستند.
retta
noun
particle
feminine
دستور زبان
Una somma di denaro pagata per l'istruzione educativa durante gli studi superiori.
-
خط
nounente geometrico fondamentale
Disegna una linea retta.
یک خط راست بکش.
-
râst
-
به خط مستقیم
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " retta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Retta
-
خط
nounخط (هندسه) [..]
Disegna una linea retta.
یک خط راست بکش.
عباراتی شبیه به "retta" با ترجمه به فارسی
-
عضله راست شکم
-
زاویه قائمه
-
شنیدن · ملاحظه کردن
-
محور اعداد
-
بعد
-
negahdâshtan · ایستادگی کردن · به درازا کشیدن · جلو آمدن · دوام داشتن · دوام کردن · طول کشیدن · منتظر شدن · منزل کردن · نگه داشتن · وفا کردن
-
dorostkâr · mostaqim · râst · اخلاقی · ايلئوم · دوازدهه · راست روده · راستروده · روده بزرگ · روده كور · روده كوچك · روده کور · رودهها · رک · كولون · ژژونوم
-
نایبالسلطنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن