ترجمه "regola" به فارسی
قانون, qâʼedé, تجویز شده بهترین ترجمه های "regola" به فارسی هستند.
regola
noun
verb
feminine
دستور زبان
Specifica di comportamento utilizzata come guida obbligatoria per la condotta. [..]
-
قانون
nounTom non gioca sempre secondo le regole.
تام همیشه مطابق قانون بازی نمی کند.
-
qâʼedé
-
تجویز شده
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- ترتیب
- حکم
- قاعده
- قاعدگی زنان
- مقرر شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regola " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "regola"
عباراتی شبیه به "regola" با ترجمه به فارسی
-
قانون گل زده در خانه حریف
-
خطکش · فرمانروا
-
ناظمهای کانون
-
قانون ارزیابی
-
خطکش محاسبه
-
گراف منتظم
-
قانون طلایی
-
قوانین سریع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن