ترجمه "regolo" به فارسی
خطکش, فرمانروا, قلبالاسد بهترین ترجمه های "regolo" به فارسی هستند.
regolo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Uno strumento di disegno o misurazione rettangolare e piatto con delle graduazioni in unità di misura.
-
خطکش
noun -
فرمانروا
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regolo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Regolo
Regolo (costellazione)
-
قلبالاسد
Regolo (stella)
عباراتی شبیه به "regolo" با ترجمه به فارسی
-
قانون گل زده در خانه حریف
-
qâʼedé · تجویز شده · ترتیب · حکم · قاعده · قاعدگی زنان · قانون · مقرر شده
-
ناظمهای کانون
-
قانون ارزیابی
-
خطکش محاسبه
-
گراف منتظم
-
قانون طلایی
-
چندضلعی منتظم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن