ترجمه "restare" به فارسی
ماندن, mândan, ایستادن بهترین ترجمه های "restare" به فارسی هستند.
restare
verb
دستور زبان
Continuare a essere nello stesso posto o stato. [..]
-
ماندن
verbPreferisco uscire che restare a casa.
ترجیح می دهم به جای ماندن در خانه بیرون بروم.
-
mândan
-
ایستادن
verbEro testimone ed avevo una scelta da fare: fuggire via o restare immobile.
تبدیل شدم به شاهدی با یک انتخاب: فرار یا ایستادن و مقاومت.
-
ترجمه های کمتر
- ایستادگی کردن
- بازماندن
- تحمل کردن
- در انتظار ماندن
- درنگ کردن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- وفا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " restare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "restare" با ترجمه به فارسی
-
باقیمانده ابرنواختر
-
به شرطی که
-
داسه
-
baqiyé · bâqimândé · pasmândé · باقیمانده · تفاضل · رسوبی · قسمت باقی مانده · پسمانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن