ترجمه "resto" به فارسی

baqiyé, bâqimândé, pasmândé بهترین ترجمه های "resto" به فارسی هستند.

resto noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • baqiyé

  • bâqimândé

  • pasmândé

  • ترجمه های کمتر

    • باقیمانده
    • تفاضل
    • رسوبی
    • قسمت باقی مانده
    • پسمانده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " resto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "resto" با ترجمه به فارسی

  • باقیمانده ابرنواختر
  • به شرطی که
  • داسه
  • mândan · ایستادن · ایستادگی کردن · بازماندن · تحمل کردن · در انتظار ماندن · درنگ کردن · ماندن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن
اضافه کردن

ترجمه های "resto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه