ترجمه "rifugiato" به فارسی
آواره, پناهنده بهترین ترجمه های "rifugiato" به فارسی هستند.
rifugiato
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
آواره
Per questo, poco a poco, stanno arrivando molti rifugiati.
واسه همین خیلی از آواره ها ذره ذره میان اینجا
-
پناهنده
nounI rifugiati in Africa chiedono aiuto.
پناهندگان در آفریقا در جستجوی کمک هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rifugiato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rifugiato"
عباراتی شبیه به "rifugiato" با ترجمه به فارسی
-
کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان
-
پناهندگان
-
goriz-gâh · panâh · panâhgâh · تیمارستان · حرم مطهر · مخفیگاه · ملجا · نوانخانه · پناه · پناهندگی · پناهگاه · کلبه · گریزگاه · یتیم خانه
-
پناهگاه (کوهنوردی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن