ترجمه "ritardato" به فارسی
moʼattal, عقب افتاده بهترین ترجمه های "ritardato" به فارسی هستند.
ritardato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
moʼattal
-
عقب افتاده
adjective masculineRitiene che tu stia dispensando informazioni in ritardo per dare un vantaggio ai tuoi amici.
اطلاعات عقب افتاده میدی ، تا اجازه بدی دوستات یه قدم جلو باشن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ritardato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ritardato" با ترجمه به فارسی
-
تأخیردهندههای رشد · تاخيردهندههاي رشد گياه
-
تاخیر در تکرار
-
پیشگیر برمی شعله
-
واكنش توبركولين · پرحساسيتي به واسطه سلول · پرحساسیتی تأخیری
-
moʼattali · takhir · تأخیر · تعویق
-
كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
-
تأخیردهندههای رشد · تاخيردهندههاي رشد گياه
-
عقبماندگی ذهنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن