ترجمه "ritardo" به فارسی
moʼattali, takhir, تأخیر بهترین ترجمه های "ritardo" به فارسی هستند.
ritardo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Mancanza di normale sviluppo delle capacità intellettuali; la diagnosi richiede un QI inferiore a 70. [..]
-
moʼattali
-
takhir
-
تأخیر
In molti casi, è come se ci fosse ogni volta un ritardo nel piovere.
مثل تأخیر در باران که به معنی حتمی بودن رخ دادن آن نیست، و همیشه اتفاق می افتد.
-
تعویق
nounE davvero, ci sono due punti di vista, secondo molte persone, a proposito del ritardare l'invecchiamento.
و در اصل دو جور بازی در شهر داریم، هم راستا با اغلب مردم، با توجه به سالمندی به تعویق افتاده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ritardo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ritardo" با ترجمه به فارسی
-
تأخیردهندههای رشد · تاخيردهندههاي رشد گياه
-
تاخیر در تکرار
-
پیشگیر برمی شعله
-
واكنش توبركولين · پرحساسيتي به واسطه سلول · پرحساسیتی تأخیری
-
كودهاي شيميايي آهستهرهايش · كودهاي شيميايي با رهايش كنترلشده · كودهاي شيميايي تاخيرياثر · كودهاي شيميايي طولانياثر · کودهای کندرها
-
تأخیردهندههای رشد · تاخيردهندههاي رشد گياه
-
عقبماندگی ذهنی
-
dir-kardan · moʼattal shodan · takhir kardan
اضافه کردن مثال
اضافه کردن