ترجمه "ritardo" به فارسی

moʼattali, takhir, تأخیر بهترین ترجمه های "ritardo" به فارسی هستند.

ritardo noun verb masculine دستور زبان

Mancanza di normale sviluppo delle capacità intellettuali; la diagnosi richiede un QI inferiore a 70. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • moʼattali

  • takhir

  • تأخیر

    In molti casi, è come se ci fosse ogni volta un ritardo nel piovere.

    مثل تأخیر در باران که به معنی حتمی بودن رخ دادن آن نیست، و همیشه اتفاق می افتد.

  • تعویق

    noun

    E davvero, ci sono due punti di vista, secondo molte persone, a proposito del ritardare l'invecchiamento.

    و در اصل دو جور بازی در شهر داریم، هم راستا با اغلب مردم، با توجه به سالمندی به تعویق افتاده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ritardo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ritardo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ritardo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه