ترجمه "ruggine" به فارسی
زنگ, zang, زنگ زدن بهترین ترجمه های "ruggine" به فارسی هستند.
ruggine
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
زنگ
nounLa “ruggine” sta a indicare che non si è fatto buon uso delle ricchezze materiali.
«زنگ» نشانگر این است که از ثروت مادی استفادهٔ صحیح بعمل نیامده است.
-
zang
-
زنگ زدن
verbLa ruggine è il cancro di una barca, Ross.
زنگ زدن مثل سرطان ميمونه واسه قايق
-
ترجمه های کمتر
- زنگار
- ضخیم
- فندقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruggine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruggine" با ترجمه به فارسی
-
زنگها · زنگها (بیماری)
-
قارچهاي زنگ · قارچهاي كهيري · يوردينالها · یوردینالز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن