ترجمه "ruggire" به فارسی
غرش, انباغ, خروشیدن بهترین ترجمه های "ruggire" به فارسی هستند.
ruggire
verb
دستور زبان
-
غرش
verbAppena penso che sia vuota, sento una tigre che ruggisce.
درست وقتي که فکرميکنم اون جعبه خاليه صداي غرش يک ببر رو درونش ميشنوم
-
انباغ
verb -
خروشیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruggire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruggire" با ترجمه به فارسی
-
ghorresh · غرش · فریاد · نئره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن