ترجمه "sindaco" به فارسی

شهردار, shahr-dâr بهترین ترجمه های "sindaco" به فارسی هستند.

sindaco noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهردار

    noun

    organo monocratico posto al vertice di un ente territoriale locale

    Il fottuto sindaco di questa nostra bella città.

    این شهردار لعنتی این شهرستان خوب از ما است.

  • shahr-dâr

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sindaco " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sindaco" با ترجمه به فارسی

  • اتحاديههاي كارگري · اتحادیههای تجاری
  • انتقاد کردن · عیبجویی کردن
  • ettehâdiyé · sandikâ · اتحادیه اصناف · اتحادیه کارگری · سندیکا · سندیکای کارگری
اضافه کردن

ترجمه های "sindaco" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه