ترجمه "sindrome" به فارسی
سندرم, نشانگان, نشانگانها بهترین ترجمه های "sindrome" به فارسی هستند.
sindrome
noun
feminine
دستور زبان
-
سندرم
nounAmazon.com al momento offre più di 1900 libri su come curare la sindrome premestruale.
Amazon.com در حال حاضر ۱٫۹۰۰ عنوان کتاب را در درمان سندرم پیش از قاعدگی پیشنهاد می کنند.
-
نشانگان
un insieme di sintomi e segni clinici che costituiscono le manifestazioni cliniche di una o diverse malattie, indipendentemente dall'eziologia che le contraddistingue
La sindrome da schiacciamento e'fondamentalmente un accumulo di potassio.
نشانگان له شدگي در اصل از پتاسيم به وجود مياد
-
نشانگانها
-
ترجمه های کمتر
- نشانهها
- نشانههاي بيماري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sindrome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sindrome" با ترجمه به فارسی
-
ام.اچ.اس · نشانگان تنش خوکی · نشانگان فزوندمايي بدخيم
-
بيماري كروتسفلد-جاكوب واریانت · بيماري كروتسفلد-جاكوب واریانت جديد · بيماري كروتسفلدـجاكوب · نشانگان کروتسفلد- جاکوب
-
سندرم سروتونین
-
اختلالات پسزایشی · اختلالات پسزایمانی · نشانگان بیشیری التهاب پستان-التهاب رحم
-
سندرم کمپارتمان
-
سندروم پای بیقرار
-
سندروم مرگ ناگهانی نوزاد
-
سندروم انفجار سر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن