ترجمه "spremuta" به فارسی

afshoré, feshordé, âb-mivé بهترین ترجمه های "spremuta" به فارسی هستند.

spremuta noun particle feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • afshoré

  • feshordé

  • âb-mivé

  • آبمیوه

    noun feminine

    ma l'ho sistemato nell'ingresso, non lo uso per fare la spremuta.

    اما من آن را گذاشتم دم در، نه اینکه باهاش آبمیوه بگیرم!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spremuta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spremuta" با ترجمه به فارسی

  • feshordan · له کردن · چلاندن
  • feshordan
  • feshordan · له کردن · چلاندن
اضافه کردن

ترجمه های "spremuta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه