ترجمه "spronare" به فارسی
تشویق کردن, دلگرم کردن, زدن سک بهترین ترجمه های "spronare" به فارسی هستند.
spronare
verb
دستور زبان
-
تشویق کردن
verbLa profetessa Debora lo spronò a prendere l’iniziativa di liberare gli israeliti dall’oppressione del re cananeo Iabin.
دَبورَهٔ نبیه باراق را تشویق کرد اقدام به آزاد ساختن اسرائیلیان از ظلم یابین، پادشاه کنعانی کند.
-
دلگرم کردن
verb -
زدن سک
-
پروردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spronare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن