ترجمه "spuntato" به فارسی
kond, ناشنوا, کر بهترین ترجمه های "spuntato" به فارسی هستند.
spuntato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
kond
adjective -
ناشنوا
adjective -
کر
adjective -
کند
adjectiveDopo che spunta il terzo fiore, lo tagli e lo metti nei sacchi neri.
وقتي گل سومش در اومد ، خرد ميکنيم ميريزيم تو پوست سياه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spuntato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spuntato" با ترجمه به فارسی
-
بروموس انرمیس · علف پشمكي · علف پشمكي مجارستاني
-
عقيده
-
ʼasrâné · تطبیق · خوراک مختصر · مقابله · مقایسه
-
rostan · آراستن · جوانه زدن · رستن · روییدن · سبز شدن · سرشاخه زدن · هرس کردن
-
تیک · علامت بررسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن