ترجمه "stare" به فارسی

بودن, ماندن, istâdan بهترین ترجمه های "stare" به فارسی هستند.

stare verb دستور زبان

Trovarsi in un determinato stato emotivo.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بودن

    verb

    Sapete come tendo a stare sulla difensiva e a chiudermi?

    مي دونيد چه جوري بعضي وقت ها من حالت دفاعي و تو خودم بودن ميگيرم..

  • ماندن

    verb

    Hai un posto in cui stare?

    جایی برای ماندن داری؟

  • istâdan

  • ترجمه های کمتر

    • istådan
    • mândan
    • på shodan
    • اتفاق افتادن
    • است
    • ایستادن
    • ایستادگی کردن
    • بازماندن
    • تحمل کردن
    • داشتن
    • در انتظار ماندن
    • در حال
    • درنگ کردن
    • رخ دادن
    • ساکن شدن
    • مسکون کردن
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • هاسی
    • وفا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه