ترجمه "starnutare" به فارسی

عطسه, عطسه کردن بهترین ترجمه های "starnutare" به فارسی هستند.

starnutare verb دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطسه

    verb

    Il clacson, quando lo suoni, fa il rumore di uno starnuto.

    وقتي بوق رو به صدا درمياريد ، صداي عطسه از خودش درمياره.

  • عطسه کردن

    verb

    Si', e'solo uno starnuto.

    اره, فقط يه عطسه کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " starnutare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "starnutare" با ترجمه به فارسی

  • ʼatsé · اشنوسه · شنوشه · عطسه
اضافه کردن

ترجمه های "starnutare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه