ترجمه "starnutire" به فارسی

عطسه, ʼatsé kardan, عطسه کردن بهترین ترجمه های "starnutire" به فارسی هستند.

starnutire verb دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطسه

    verb

    Se pensavi di dover starnutire, avresti dovuto portarti i tuoi.

    اگه می خواستی عطسه بکنی ، باید برای خودت می آوردی.

  • ʼatsé kardan

  • عطسه کردن

    verb

    “Il ragazzo starnutiva fino a sette volte, dopo di che il ragazzo aprì gli occhi”.

    سپس، ‹طفل هفت مرتبه عطسه کرد، و چشمان خود را باز نمود.›

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " starnutire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "starnutire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه