ترجمه "suonare" به فارسی
صدا دادن, navâkhtan, sâz zadan بهترین ترجمه های "suonare" به فارسی هستند.
suonare
verb
دستور زبان
Servirsi di uno strumento musicale per ottenere dei suoni.
-
صدا دادن
-
navâkhtan
-
sâz zadan
-
ترجمه های کمتر
- zang zadan
- نواختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suonare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "suonare"
عباراتی شبیه به "suonare" با ترجمه به فارسی
-
صدادار
-
بافریاد گفتن · جار زدن
-
طراحی صدا
-
buq zadan · جار زدن
-
صدای تودماغی
-
مهندس صدا
-
sedâ · sout · âhang · âvâ · آوا · آواز · امواج صوتي · صدا · صوت
-
سرعت صوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن