ترجمه "suonatore" به فارسی

motreb, navâzandé, خنیاگر بهترین ترجمه های "suonatore" به فارسی هستند.

suonatore noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • motreb

  • navâzandé

  • خنیاگر

    noun
  • نوازنده

    noun

    Ora, la verità è che non mi interessava molto la politica, ero solo un suonatore di corno francese.

    حالا حقیقت اینکه، من اصلا سیاسی نبودم، فقط یه نوازنده کُر فرانسوی بودم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suonatore " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "suonatore"

اضافه کردن

ترجمه های "suonatore" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه