ترجمه "teso" به فارسی
seft, تنگ, سخت بهترین ترجمه های "teso" به فارسی هستند.
teso
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Tirato, proteso verso qualcosa.
-
seft
-
تنگ
adjective masculine -
سخت
adjective masculineE'caduto in disgrazia, e so che voi gli avete teso una mano, in passato.
الان دوران سختي رو ميگذرونه و ميدونم که قبلا شما بهش کمک کرديد.
-
سفت
adjective masculineTirato, proteso verso qualcosa.
e rendersi pronti all'azione, il motivo per cui i muscoli si tendono o si rilassano.
احساسات ما را آماده برای حرکت میکنند برای همین عضلات سفت یا آزاد میشوند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " teso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "teso" با ترجمه به فارسی
-
pâyân-nâmé · resâlé · بحث · تز · مناظره · چون و چرا
-
لبه
-
پرده کرکره
-
پایاننامه
-
gerâyandé · mâyel
-
پناهگاه
-
چادر
-
برآمده بودن · بستن · تنجیدن · گرايشداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن