ترجمه "tesoro" به فارسی
گنجینه, گنج, ganj بهترین ترجمه های "tesoro" به فارسی هستند.
tesoro
noun
masculine
دستور زبان
Qualcuno amato da qualcun altro.
-
گنجینه
nounSiamo andati su Internet, il più grande tesoro d'immagini che gli uomini abbiano mai creato.
رفتیم سراغ اینترنت بزرگترین گنجینه عکسها که انسانها تاکنون آفریده اند.
-
گنج
nounLa morte gli diede questi tesori in cambio del suo canto.
و مرگ اين گنج را به خاطر يک ترانه پس داد.
-
ganj
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- jân
- ʼaziz
- دلبر
- دلدار
- یار
- خزانه
- دفینه
- دلارام
- مجموعه
- معشوقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tesoro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tesoro
Tesoro, mi si sono ristretti i ragazzi [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tesoro" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tesoro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن