ترجمه "tirannia" به فارسی
setam, استبداد, جور بهترین ترجمه های "tirannia" به فارسی هستند.
tirannia
noun
feminine
دستور زبان
-
setam
-
استبداد
noun feminineGheddafi ha lasciato dietro di sé un pesante fardello, un'eredità di tirannia, corruzione e diversioni.
گرچه قذافی بار سنگینی برای ما باقی گذاشت، که میراثی از استبداد، فساد و دانههای انحرافات بود.
-
جور
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- حکومت استبدادی
- حکومت ستمگرانه
- حکومت مطلقه
- ستم
- ستمگری
- ظلم
- ظلم وستم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tirannia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن