ترجمه "transgender" به فارسی

تراجنسیتی ترجمه "transgender" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Guardate: sono transgender, ma non è una cosa di cui stupirsi. ↔ خب من تراجنسیتی هستم، واقعا موضوع مهمی نیست.

transgender
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراجنسیتی

    individuo che non si identifica con il sesso attribuitogli alla nascita

    Guardate: sono transgender, ma non è una cosa di cui stupirsi.

    خب من تراجنسیتی هستم، واقعا موضوع مهمی نیست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " transgender " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "transgender" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

perché il Setswana è una lingua neutra riguardo il genere un'approssimazione molto vicina al termine "transgender".
من سالها قبل جامعه موتسوآنایی را به داستان دعوت کردم، داستان من، بعنوان یک فرد تراجنسیتی، به زبان انگلیسی البته، زیرا زبان سوتسوآنایی یک زبان بیطرف از نظر جنسی است و نزدیکترین چیزی که میتوان گفت تقریبی از «تراجنسیتی» است.
e ora il flusso in arrivo sta accogliendo più bambini transgender che genitori.
و حالا پیشامدها بیشتر بچه ها را شامل می شود تا پدر و مادرها را.
Però, i tipi di Documenti d'Identità che Facebook richiede durante il processo di “segnalazione abusi”, sia quelli di enti pubblici che privati, non presentano necessariamente il soprannome o il nome nella “vita reale”— specialmente per i transgender e altri che hanno cambiato nome per proteggersi dai pericoli.
با اینحال، انواع مدارک شناسایی که فیسبوک در بخش “گزارش سوء استفاده” درخواست میکند، حال صادر شده توسط دولت یا یک مرجع خصوصی، لزوما بازتاب دهنده نام مستعار یا نام شخص در زندگی واقعی نیستند. این موضوع به ویژه در مورد افراد تراجنسیتی و سایرینی که به منظور حفاظت از خود نامشان را تغییر میدهند میشود.
Il movimento dei transgender è soltanto all'inizio rispetto a come è nato il movimento per i gay.
جنبش تغییر جنسیت، در آغاز کار است، در مقایسه با آنچه همجنسگرایان شروع کرده اند.
"Transgender?
"تراجنسیتی؟