ترجمه "trapiantato" به فارسی
غریب, مهاجر, کوچ نشین بهترین ترجمه های "trapiantato" به فارسی هستند.
trapiantato
verb
masculine
دستور زبان
-
غریب
noun -
مهاجر
noun -
کوچ نشین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trapiantato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trapiantato" با ترجمه به فارسی
-
جانوران دهنده
-
جانوران گیرنده
-
جراحی پیوند کلیه
-
پیوند ریه
-
توليد نشا · تولید گیاهچه
-
تراکاشت · كاشت
-
گرافت پوست
-
پیوند کبد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن