ترجمه "trapianto" به فارسی

نشاکاری, peyvand, پیوند بهترین ترجمه های "trapianto" به فارسی هستند.

trapianto noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشاکاری

    noun
  • peyvand

  • پیوند

    noun masculine

    La coscienza di alcuni Testimoni permette loro di accettare trapianti d’organo se l’intervento è eseguito senza sangue.

    وجدان برخی از شاهدان به آنان اجازه میدهد که بدون استفاده از خون پیوند اعضا را بپذیرند.

  • پیوند اندام

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trapianto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trapianto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trapianto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه