ترجمه "turista" به فارسی

jahângard, sayyâh, turist بهترین ترجمه های "turista" به فارسی هستند.

turista noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • jahângard

  • sayyâh

  • turist

    noun masculine
  • جهانگرد

    noun masculine

    I trasporti velocizzano: potete prendere la nave, l'aereo, potete fare i turisti.

    حمل و نقل سرعت یافت: ما یک قایق، یک هواپیما می گیریم، و یک جهانگرد می شویم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " turista " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "turista"

اضافه کردن

ترجمه های "turista" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه