ترجمه "turistico" به فارسی
توریستی ترجمه "turistico" به فارسی است.
turistico
adjective
masculine
دستور زبان
-
توریستی
adjectiveQuella famiglia affittava delle camere e si offrì di ospitarmi fino all’inizio della stagione turistica.
آن خانواده مهمانسرایی داشتند و اجازه دادند تا آغاز فصل توریستی در آنجا بمانم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " turistico " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "turistico" با ترجمه به فارسی
-
درجه سوم · سومین دسته
-
اتوبوس برون شهری
-
âzhâns-e jahângardi · آژانس مسافرتی
-
مارینا
-
مقصدها
-
جاذبههای گردشگری
-
بلد · راهنمای گردشگری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن