ترجمه "ufficio" به فارسی
اداره, دفتر, daftar بهترین ترجمه های "ufficio" به فارسی هستند.
ufficio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
اداره
nounنهادی دولتی برای کارگشائی
Ho chiamato il suo ufficio e non si è fatta vedere.
به اداره شون زنگ زدم و اونا بهم گفتن که اين مدت نديدنش.
-
دفتر
nounC'è un ufficio postale alla fine della strada.
یک دفتر پست در انتهای این خیابان است.
-
daftar
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- edâré
- mohall-e kâr
- آفیس
- دایره
- دفترخانه
- دیوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ufficio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ufficio" با ترجمه به فارسی
-
اداره ثبت
-
هیاتهای بازاریابی
-
kâr-yâbi
-
اداره ثبت تجاري
-
اداره کارگزینی · پرسنل · کارمندان · کارکنان
-
اداره پست · پستخانه
-
اداره کارگزینی · پرسنل · کارمندان · کارکنان
-
تجهیزات اداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن