ترجمه "uscire" به فارسی
خارج شدن, dar-âmadan, khârej shodan بهترین ترجمه های "uscire" به فارسی هستند.
uscire
verb
دستور زبان
Lasciare la propria casa per un periodo limitato di tempo, di solito per svago. [..]
-
خارج شدن
verbNon so come abbiano fatto a uscire, ma l'hanno fatto.
نمی دونم چطوری خارج شدن ولی خارج شدن.
-
dar-âmadan
-
khârej shodan
-
ترجمه های کمتر
- ترک کردن
- حاضر شدن
- حضور یافتن
- خروج از برنامه
- دادن
- پایین آمدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uscire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uscire" با ترجمه به فارسی
-
فیلتر سهولت سازی خارجی
-
حاشیه ای
-
taʼmé · toʼmé · آتش زنه · تله · دام · چوب سفید · گول زنک · گیرانه
-
آب شدن رفتن زير زمين
-
طیفبینی الکترونی
-
khoruj · تفرج · تفریح · خروج · خروجي · خروجی · سفر تفریحی · مخارج · گردش
-
مامور بازنویسی آدرس خارج شونده
-
صندوق خروجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن