ترجمه "uscita" به فارسی
خروج, khoruj, تفرج بهترین ترجمه های "uscita" به فارسی هستند.
uscita
noun
feminine
دستور زبان
Espediente o stratagemma per sottrarsi ad una situazione non favorevole, difficile o pericolosa. [..]
-
خروج
noun feminineEspediente o stratagemma per sottrarsi ad una situazione non favorevole, difficile o pericolosa.
L'unico modo per entrare o uscire e'attraverso la porta anteriore.
تنها راه ورود يا خروج از جلو هست.
-
khoruj
-
تفرج
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- تفریح
- خروجي
- خروجی
- سفر تفریحی
- مخارج
- گردش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uscita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "uscita"
عباراتی شبیه به "uscita" با ترجمه به فارسی
-
فیلتر سهولت سازی خارجی
-
حاشیه ای
-
taʼmé · toʼmé · آتش زنه · تله · دام · چوب سفید · گول زنک · گیرانه
-
آب شدن رفتن زير زمين
-
طیفبینی الکترونی
-
dar-âmadan · khârej shodan · ترک کردن · حاضر شدن · حضور یافتن · خارج شدن · خروج از برنامه · دادن · پایین آمدن
-
مامور بازنویسی آدرس خارج شونده
-
صندوق خروجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن