ترجمه "utensile" به فارسی
abzâr, اسباب, ظروف بهترین ترجمه های "utensile" به فارسی هستند.
utensile
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
abzâr
-
اسباب
noun masculine -
ظروف
noun masculineIl padrone di casa li terrà separati da quelli puliti, come ad esempio gli utensili da cucina.
شخص این ظروف را از ظروف پاک، از قبیل ظروف پختوپز جدا نگه میدارد.
-
ترجمه های کمتر
- لوازم آشپزخانه
- وسایل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " utensile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "utensile" با ترجمه به فارسی
-
ابزار · ادوات كشاورزي · اسباب · تاسيسات · تجهیزات · لوازم آشپزخانه · ماشينآلات
-
ظروف آشپزخانه
-
دستافزارها
-
ابزارآلات دستي · ابزارهای دستی
-
قابلمه
-
ابزار ماشینی · ماشینابزار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن