ترجمه "utensili" به فارسی
ادوات كشاورزي, ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "utensili" به فارسی هستند.
utensili
noun
masculine
دستور زبان
-
ادوات كشاورزي
-
ابزار
nounAd esempio, nel Caucaso c'é uno scavo dove si trovano utensili neanderthaliani.
بعنوان مثال، در قفقاز محل هایی هست که ابزار های محلی نئاندرتالها در ان پیدا شده است.
-
اسباب
-
ترجمه های کمتر
- تاسيسات
- تجهیزات
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " utensili " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "utensili" با ترجمه به فارسی
-
abzâr · اسباب · ظروف · لوازم آشپزخانه · وسایل
-
ظروف آشپزخانه
-
دستافزارها
-
ابزارآلات دستي · ابزارهای دستی
-
قابلمه
-
ابزار ماشینی · ماشینابزار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن