ترجمه "vaglio" به فارسی
الک, رمز, غربال بهترین ترجمه های "vaglio" به فارسی هستند.
vaglio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
الک
noun masculinePoi, prima di iniziare a macinarlo, veniva vagliato.
پیش از آسیاب کردن گندم، آن را از الک میگذراندند تا دانهها جدا شود.
-
رمز
noun -
غربال
noun masculine4 Secondo: Gesù stesso spiegò che si serviva di illustrazioni per vagliare gli ascoltatori e scartare quelli dal cuore insensibile.
۴ دوّم، همانطور که خود عیسی توضیح داد مَثَلهایش باعث میشد افرادی که دلی پذیرا نداشتند از میان بقیه غربال شوند.
-
ترجمه های کمتر
- لغز
- معما
- چیستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaglio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaglio" با ترجمه به فارسی
-
havâlé · حواله پول
-
حواله پول
-
تعمد کردن · دادخواهی کردن · عمدا انجام دادن · کنکاش کردن
-
تعمد کردن · دادخواهی کردن · عمدا انجام دادن · کنکاش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن