ترجمه "vago" به فارسی
mobham, تعریف نشده, ریوی ومعدی بهترین ترجمه های "vago" به فارسی هستند.
vago
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Con un senso diffuso; detto in modo nebuloso; poco chiaro ed incerto; espresso in modo poco preciso. [..]
-
mobham
-
تعریف نشده
adjectiveche è definito in modo molto vago,
که بطور خیلی مبهمی تعریف شده،
-
ریوی ومعدی
noun -
مبهم
adjective masculineE tu devi essere meno vago e strano.
منم مي خوام که تو کمتر مبهم و عجيب غريب باشي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vago " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vago" با ترجمه به فارسی
-
عصب واگ
-
gashtan · navashtan · سیر کردن
-
اثرات ولتاژ سرگردان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن