ترجمه "vedere" به فارسی

دیدن, بین, didan بهترین ترجمه های "vedere" به فارسی هستند.

vedere verb دستور زبان

Percepire delle immagini tramite l'occhio, senza necessariamente prestarci attenzione. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدن

    verb

    Percepire delle immagini tramite l'occhio, senza necessariamente prestarci attenzione.

    Ora che sei in Italia, devi assolutamente vedere Napoli.

    حالا که شما در ایتالیا هستید، باید از ناپل دیدن کنید.

  • بین

    adposition verb noun

    E vedete che la Russia, d'altra parte, è la potenza meno connessa nel sistema internazionale.

    و ضمناً میتوانید ببینید که روسیه، بین قدرتهای برتر نظام جهانی، کمترین ارتباط را با دیگران دارد.

  • didan

  • ترجمه های کمتر

    • دیدَن
    • فهمیدن
    • تصور کردن
    • تضمین کردن
    • تلاش کردن
    • حتمی کردن
    • ديدَن
    • رویایی بودن
    • رویت
    • علاقه داشتن به
    • متصور ساختن
    • مجسم ساختن
    • مجسم کردن
    • مشاهده
    • مطمئن ساختن
    • کوشش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vedere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vedere"

عباراتی شبیه به "vedere" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vedere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه