ترجمه "veduta" به فارسی
دید, cashm-andâz, manzaré بهترین ترجمه های "veduta" به فارسی هستند.
veduta
noun
particle
feminine
دستور زبان
-
دید
nounIn una visione Daniele vide un capro abbattere un montone e rompergli le due corna.
دانیال در رؤیایی، بز نری را دید که قوچی را از پا درآورده و شاخهایش را میشکند.
-
cashm-andâz
-
manzaré
-
ترجمه های کمتر
- منظره
- ویو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veduta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "veduta"
عباراتی شبیه به "veduta" با ترجمه به فارسی
-
وداها
-
خداحافظ
-
ریگودا
-
didan · بین · تصور کردن · تضمین کردن · تلاش کردن · حتمی کردن · ديدَن · دیدن · دیدَن · رویایی بودن · رویت · علاقه داشتن به · فهمیدن · متصور ساختن · مجسم ساختن · مجسم کردن · مشاهده · مطمئن ساختن · کوشش کردن
-
didan · بین · تصور کردن · تضمین کردن · تلاش کردن · حتمی کردن · ديدَن · دیدن · دیدَن · رویایی بودن · رویت · علاقه داشتن به · فهمیدن · متصور ساختن · مجسم ساختن · مجسم کردن · مشاهده · مطمئن ساختن · کوشش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن