ترجمه "vicinanze" به فارسی
محل خاص, موضع, مکان بهترین ترجمه های "vicinanze" به فارسی هستند.
vicinanze
noun
feminine
دستور زبان
-
محل خاص
noun -
موضع
noun -
مکان
nounMagari potreste dare una mano in una congregazione o in un gruppo di lingua straniera nelle vicinanze.
از این رو، نیاز به نقل مکان نخواهید داشت.
-
همسایگی
nouno uno di quelli nelle vicinanze di Plutone
مثل این- اجرامی مثل پلوتو و یا یکی از کوچکترین اجرام در همسایگی پلوتو،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vicinanze " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vicinanze" با ترجمه به فارسی
-
افراد نزدیک من
-
hamsâyegi · nazdiki · محل خاص · موضع · مکان · نزديكی · همسایگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن