ترجمه "vicino" به فارسی

نزدیک, همسایه, hamsâyé بهترین ترجمه های "vicino" به فارسی هستند.

vicino adjective noun adverb masculine دستور زبان

A piccola distanza. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نزدیک

    adjective noun

    Puoi consigliare un hotel vicino all'aeroporto?

    میتوانی یک هتل نزدیک فرودگاه پیشنهاد کنی؟

  • همسایه

    noun adjective

    L'erba del vicino è sempre più verde.

    مرغ همسایه غاز است.

  • hamsâyé

  • ترجمه های کمتر

    • mojâver
    • nazdic
    • nazdik
    • qarib
    • qarin
    • مجاور
    • آینده
    • تقریبا
    • در اطراف
    • قریب
    • همجوار
    • همساي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vicino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vicino"

عباراتی شبیه به "vicino" با ترجمه به فارسی

  • خاور نزديك · خاور نزدیک · خاورمیانه
  • nazdik-e · نزدیک · کنار
  • دور از ساحل
  • طيفنمایی ان.آي.آر · طيفنورسنجي زيرقرمز · طیفنمایی فروسرخ نزدیک · طیفنورسنجی فروسرخ · طیفنورسنجی فروسرخ نزدیک
  • خاور نزديك · خاور نزدیک
  • كاليفورا اريتروسفالا · کالیفورا ویسینا
  • بغل کردن · در آغوش گرفتن
  • طيفنمایی ان.آي.آر · طيفنورسنجي زيرقرمز · طیفنمایی فروسرخ نزدیک · طیفنورسنجی فروسرخ · طیفنورسنجی فروسرخ نزدیک
اضافه کردن

ترجمه های "vicino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه