ترجمه "vincente" به فارسی
ghâleb, برنده, فاتح بهترین ترجمه های "vincente" به فارسی هستند.
vincente
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
ghâleb
-
برنده
adjectiveSe non si osa nulla, non si può neppure vincere nulla.
کسی که جرأت نکند، برنده نمیشود.
-
فاتح
adjectiveL'ultima volta che ha vinto il Real Madrid è stato nel 2002.
آخرین بار رئال مادرید در سال 2002 فاتح جام شد
-
پیروز
adjectiveMa se vinco io e lo uccido, voi sarete nostri schiavi.
اما اگر من پیروز شوم و او را بکشم، شما بندگان ما خواهید شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vincente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vincente" با ترجمه به فارسی
-
ونگا رزئا · کاتارانتوس رزئوس
-
مورد سبز
-
لئوناردو داوینچی
-
رمز داوینچی
-
پروانش
-
هندل · چرخ چاه
-
maghlub · اسب بازنده
-
bordan · ghalabé kardan · piruz shodan · بردن · تفوق جستن · جلو زدن · درهم شکستن · زدن · شکست دادن · عقب گذاشتن · مغلوب ساختن · پیروز شدن · پیش افتادن از · پیشی جستن از
اضافه کردن مثال
اضافه کردن