ترجمه "vini" به فارسی
شراب, شرابها, مشروبات بهترین ترجمه های "vini" به فارسی هستند.
vini
noun
masculine
دستور زبان
-
شراب
nounUn pasto senza vino è come una giornata senza sole.
غذا بدون شراب مانند روز بدون نور است.
-
شرابها
I “piatti ben oliati” e i “vini chiariti, filtrati” rappresentano l’alta qualità del cibo spirituale che Geova ci provvede
خوراکهای مغذی و مرغوبترین شرابها، کیفیت بالای خوراک روحانی را به تصویر میکشد که یَهُوَه برای ما فراهم میکند
-
مشروبات
Devono anche avere moderazione nel “bere vino” e non fare favoritismi.
نباید در نوشیدن مشروبات الکلی افراط کنند و نباید استثنا قائل شوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vini " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vini" با ترجمه به فارسی
-
جام شراب · لیوان شراب
-
bâdé · mashrub · mey · sharâb · âb-e angur · šarâb · باده · شارب · شراب · می
-
شامپانی و شرابهای گازدار · شرابهاي گازدار
-
شراب پرت · شرابهای تقویتشده · شريها · مشروبات تقويتشده
-
شرابهای سفید · مشروبات سفید
-
شرابهای گل سرخ · مشروبات گل سرخ
-
شرابهای قرمز · مشروبات سرخ · مشروبات قرمز
-
شراب گازدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن