ترجمه "vino" به فارسی
می, شراب, bâdé بهترین ترجمه های "vino" به فارسی هستند.
vino
noun
masculine
دستور زبان
Una bevanda alcolica ottenuta dalla fermentazione del succo d'uva.
-
می
nounUn vino delicatamente profumato, con un aroma che ricorda l'olio di lino.
و می دونین، اون نرمی رایحه اش را داشت٬ و کمی هم بوی روغن کتان می داد.
-
شراب
nounنوشیدنی الکلی که از تخمیر میوه مخصوصا انگور به دست میآید [..]
Un pasto senza vino è come una giornata senza sole.
غذا بدون شراب مانند روز بدون نور است.
-
bâdé
-
ترجمه های کمتر
- mashrub
- mey
- sharâb
- âb-e angur
- šarâb
- باده
- شارب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vino"
عباراتی شبیه به "vino" با ترجمه به فارسی
-
جام شراب · لیوان شراب
-
شراب · شرابها · مشروبات
-
شامپانی و شرابهای گازدار · شرابهاي گازدار
-
شراب پرت · شرابهای تقویتشده · شريها · مشروبات تقويتشده
-
شرابهای سفید · مشروبات سفید
-
شرابهای گل سرخ · مشروبات گل سرخ
-
شرابهای قرمز · مشروبات سرخ · مشروبات قرمز
-
شراب گازدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن