ترجمه "visto" به فارسی
ravâdid, vizâ, روادید بهترین ترجمه های "visto" به فارسی هستند.
visto
verb
noun
masculine
دستور زبان
Participio passato di vedere.
-
ravâdid
-
vizâ
-
روادید
noun
-
ترجمه های کمتر
- رواديد
- روادید گذرنامه
- ویزا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " visto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "visto" با ترجمه به فارسی
-
روادید
-
did-gâh · جنبه فکری · دید · دیدگاه · زاویه · لحاظ · مناظر و مرایا · نظر · نقطه ثابت · نقطه نظر · نقطهنظر · چشم انداز
-
نظر به
-
انتشار دید مستقیم
-
اختلالات بینایی
-
دید
-
برجسته · والا
-
binaʼi · did · manzaré · tamâshâ · برانداز · بینایی · بینش · درك رنگ · ديد · ديدن · دید · روادید · رویت · مشاهده · منظره · نظر · نما · نگاه مختصر · ویزا · ویو · چشم انداز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن