ترجمه "vivere" به فارسی
زیستن, zendegi kardan, zistan بهترین ترجمه های "vivere" به فارسی هستند.
vivere
verb
noun
masculine
دستور زبان
Esser vivo, avere una vita [..]
-
زیستن
verbHanno bisogno di sentire che vale la pena di vivere.
آنها نیاز دارند که بدانند زندگیشان ارزش زیستن دارد.
-
zendegi kardan
-
zistan
-
ترجمه های کمتر
- ʼomr kardan
- زندگی
- زندگی کردن
- zendegi
- به درازا کشیدن
- بودن
- دوام داشتن
- دوام کردن
- زنده بودن
- زیست کردن
- ساکن شدن
- طول کشیدن
- مسکون کردن
- موجود بودن
- وجود داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vivere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vivere
Vivere (film 1952)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Vivere" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Vivere در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "vivere" با ترجمه به فارسی
-
انگلزدايي موجودات زنده
-
ارگانیسم · اندامگان · ترکیب موجود زنده · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
-
مجسمه زنده
-
آزمایشگری در بدن
-
قابليت هضم در بدن
-
در ملبورن زندگی میکنم
-
jân-dar · zendé · zi-ruh · زنده · سرزنده
-
زیستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن