ترجمه "liga" به فارسی

بیماری, مرض, ضرم بهترین ترجمه های "liga" به فارسی هستند.

liga noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

لیتوانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیماری

    noun

    Išbandymai, tokie kaip ligos ar mirtis, šioje žemėje yra išgelbėjimo plano dalis ir neišvengiami patyrimai.

    آزمایشات این دنیا—از جمله بیماری و مرگ—بخشی از برنامۀ رستگاری و تجربیّات اجتناب ناپذیر هستند.

  • مرض

    noun

    Prisimenu savo kaimyną, kurio žmona sirgo Alzheimerio liga.

    من در بارۀ همسایه ام فکر می کنم که زنش از مرض آلزایمر رنج می برد.

  • ضرم

    noun feminine
  • ناخوشی

    noun feminine

    Kitus liudytojus vargina nesibaigiančios ligos ar metų našta.

    شاهدان دیگر از بابت عدم سلامتی و ناخوشی درازمدت و یا از بالا رفتن سن رنج میبرند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " liga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Liga
+ اضافه کردن

لیتوانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیماری

    noun

    Ligos, karai, piktadarystės, neteisybė, priespauda taip pat pasiglemžia žmonių ramybę.

    بیماری، جنگ، تبهکاری، بیعدالتی و ظلم نیز آرامش انسانها را سلب میکنند.

تصاویر با "liga"

عباراتی شبیه به "liga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "liga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه