ترجمه "Had" به فارسی
حد, حد, اجبار بهترین ترجمه های "Had" به فارسی هستند.
Had
-
حد
nounPelanggaran Had Dasar Tapak: Penyarangan ujian terlalu dalam (maksimum %
نقض محدودیت سیاست پایگاه: آزمون تا حد زیادی محافظت میشود) بیشینه%
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Had " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
had
-
حد
nounKelewatan berlaku melebihi had masa semasa
تأخیری رخ داد که از حد اتمام وقت جاری فراتر رفته است
-
اجبار
noun -
فراخی
noun
-
ترجمه های کمتر
- محدودیت
- مرز
- مقدار
- منع
- وسعت
- کرانی
عباراتی شبیه به "Had" با ترجمه به فارسی
-
حد تابع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن