ترجمه "habuk" به فارسی

gard o khåk, خاک, غبار بهترین ترجمه های "habuk" به فارسی هستند.

habuk noun دستور زبان
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • gard o khåk

  • خاک

    noun

    (Gelak ketawa) Saya berada di dalam bilik dan dilitupi habuk gergaji, saya menggergaji, memotong dan memperhalus kayu sepanjang malam sehingga busur terbentuk.

    (خنده) توی خلوت اتاقم، که از خاک اره پوشیده شده بود، تمام طول شب، اره میکشیدم و صیقل میدادم تا اینکه یه کمان شکل گرفت.

  • غبار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اتم
    • اشغال
    • باقی مانده
    • تراب
    • جوهر فرد
    • جگن
    • حرف
    • خاکه
    • خرده سنگ
    • خس
    • ذره
    • ریزه
    • سنگ نتراشیده
    • قلوه سنگ
    • کوچکترین ذره
    • گرد
    • گرد وخاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " habuk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "habuk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "habuk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه