ترجمه "bantuan" به فارسی

کمک, یاری, اضافی بهترین ترجمه های "bantuan" به فارسی هستند.

bantuan
+ اضافه کردن

مالایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمک

    noun

    Lama sebelum kami sampai ke hujung terowong, saya tidak lagi memerlukan bantuan rakan saya.

    مدّت ها قبل ازرسیدن به انتهایِ تونل، من دیگر نیازی به کمک دوستانم نداشتم.

  • یاری

    noun

    Hamba yang setia hari ini juga diberikan bantuan yang sama.

    از این رو، عیسی امروزه غلام امین را به همین طرق یاری میرساند.

  • اضافی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • الحاقی
    • توسل
    • تکمیلی
    • حمایت
    • دستیاری
    • دهش
    • رسیدگی
    • سود
    • متمم
    • مراجعه
    • مواظبت
    • مکمل
    • وزارت
    • پایمردی
    • پشتیبان
    • پیشکش
    • کمک هزینه
    • کمکی
    • یاور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bantuan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bantuan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bantuan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه