ترجمه "banyak" به فارسی
زیاد, چندین, بسیار بهترین ترجمه های "banyak" به فارسی هستند.
banyak
noun
adverb
-
زیاد
adjective nounSemakin banyak gula yang diambil, semakin rasa teruja.
به عبارت دیگر، خوردن قند زیاد احساس پاداش را تداوم می بخشد.
-
چندین
adjectiveSaya pasti telah membaca manual dari awal sampai akhir banyak kali.
قبلش چندین بار طرز عملش رو از اول تا آخر خونده بودم.
-
بسیار
adjectivePembaptisan memberi mereka peluang untuk menerima banyak berkat, tetapi juga membawa tanggungjawab.
تعمید، راه را برای رسیدن به برکات بسیار باز میکند، اما مسئولیتهایی نیز به همراه دارد.
-
ترجمه های کمتر
- خیلی
- فراوان
- ازدحام کردن
- اسراف
- اقیانوس
- بارور بودن
- بسیاری
- بی حد و حصر
- بیش ازاندازه
- بیشمار
- ترسناک
- تعدد
- توده
- توده کاه
- دامنه
- دریا
- دسته
- دودکش
- سرشار
- سرشاری
- سیل کلمات
- سیلاب
- شایان
- شمرده نشده
- غیر قابل شمارش
- غیرقابل شمارش
- فراخ
- فراوان بودن
- فراوانی
- قابل توجه
- قدر
- مبلغ
- مجلل
- مقدار
- مقدار زیاد
- نشمرده
- نیروهای ارتشی
- وافر
- پر بودن
- پربار
- چندی
- کثیر
- کمال
- کمیت
- کوه
- کوهستان
- کوهستانی
- گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " banyak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "banyak" با ترجمه به فارسی
-
چرب
-
رابطه یک به چند
-
خوش صحبت · پرچانه
-
خوش صحبت · پرچانه
-
اجتماع · ازدحام · انبوه مردم · جمعیت · شلوغی · گروه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن