ترجمه "bayang" به فارسی
سایه, سايه, تصور خام بهترین ترجمه های "bayang" به فارسی هستند.
bayang
noun
-
سایه
nounIni pertarungan di antara bayang-bayang dan hantu seperti aku.
یه جنگی بین سایه ها و اشباحی مثل من برقراره
-
سايه
nounSaat dia tumbuh, dia hidup dalam bayang politik ayahnya.
اون بچگيش رو زير سايه سياسي پدرش ميگذرونه.
-
تصور خام
noun
-
ترجمه های کمتر
- تصویر ذهنی
- خیال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bayang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bayang" با ترجمه به فارسی
-
تاب خوردن · نوسان کردن
-
اصل ماده · تصور خام · تصویر ذهنی · تمثال · خیال · شخصی · شخصیت ها · شکل اولیه · صورت خیالی · مختصر · نمونه · نمونه اصلی · پیش گونه · پیکر
-
سایه افتاده
-
کپی سایه
-
سرویس کپی سایه حجمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن